محکوم ساختن اعمالی که در رابطه با سیل اخیر در منطقه اجرا میگردد

محکوم ساختن اعمالی که در رابطه با سیل اخیر در منطقه اجرا میگردد

ترجمه مطلب به زبان فارسی

محمد کاظم محمد طاهر آل شبیر خاقانی

*******************************

سخن امروز در مورد حقیقت امتی است که در زیر فقر وفلاکت وبدبختی وهر نوع ظلم وتعدی زندگی میکند واز جمله تراژدی های این ملت در روزی از روزها خشکسالی وکمبود آب بوده که مردمان آن محتاج قطره آبی برای نوشیدن ویا برای زنده ماندن دامهای خود بودند در حالیکه آب به شکل وسیعی در پشت سدهایی که چندان از منطقه دور نیست نگهداری میشود تا بعد از نگهداری این آب در این سدها به مناطق دیگر منتقل گردد ویا به کشورهای همسایه فروخته شود و یا برای مدتهای طولانی در این سدها به شکل راکد وبدون استفاده باقی بماند به دلایلی که هر انسان بصیر ودانایی که حجابی از تعصبات قومی ونژادی ویا تقلید کورکورانه از مردان وتقدیس نمودن آنان جلوی درک وبینشش را نگرفته باشد  این حقیقت به وضوح عیان است ، ودر روزی دیگر این تراژدی به گونه ای مختلف برای آنان ظاهر میگردد، سیلی که خانه ها وما یملک آنان را در ساعتی از بین میبرد، سدها را در مقابل خانه ها وزمینهایشان باز میکنند به بهانه ترس از شکستن سدهای ساخته شده و پر شدن آنان وفشار شدید آب، در حالیکه میتوانستند به شکل آرام آرام این سدها را قبل از ماهها ویا روزها به شکل تدریجی باز کنند تا چنین فاجعه هولناکی برای مردم رخ ندهد اگر نسبت به آنچه میگویند صادق باشند.

وبدون شک مصلحت اقتضا میکند بر اساس رأی ونظر مردمی که در رفاه ونعمت وآسایش زندگی میکنند که این سدها بر زمینهایی که دارای نفط است  باز نگردد ویا در جریان هور العظیم که تحمل چنین آبی را داشته باشد قرار نگیرد، بلکه با قصد وعمد بر زمینها وخانه های مردمی باز میشود که هیچ قیمتی برای زندگی آنها ودامهایشان وزمینهایشان وجود ندارد و هر انسانی که کلمه حقی در این زمینه بیان نماید مفسد فی الارض و یا خائن و وطن فروش محسوب میشود نه آن کسانی که برای گرفتن منصب وجاه و مقام سعی میکنند در حالیکه اهلیت برای چنین مقاماتی را هم ندارند.

و کاملا واضح است که از جمله خطرناک ترین مسائلی که امتها ودیانتهای آسمانی به آن گرفتار میشوند وقتی است که در زیر شدیدترین انواع استبداد وشروری مواجهه شوند که همه آنها در زیر پوششی دینی و ظاهری از زهد وتقوا پوشیده میگردد، وعلمایی که به این امور آشنایی دارند به خاطر مصلحتهای شخصی خود سکوت میکنند و اغلب شاعران واصحاب منابر چاپلوسی مینمایند و دیگرانی که تظاهر به زهد و تقوا میکنند افرادی هستند که نفاق را پیشه خود کرده اند حتی اگر از جمله کسانی باشند که در مسجدها سکنا میکنند  ویا امام آن مسجدها هستند، و تمامی این اعمال از  دید مردم ساده لوحی که یا به خاطر جهل و نادانی ویا به خاطر تقدیس نمودن مردان حقیقتها را متوجه نمیشوند پنهان میماند،  ودر آن هنگام است که فقط مردمی میمانند که وجدانی بیدار داشته باشند ویا از جمله آزادی خواهانی باشند که در مقابل این مسائل شورش میکنند وبا عدم حمایت مردم روبرو میگردند که به شکل فردی در قبال این ظلم وجور ایستادگی میکنند و وضع به جایی میرسد که آنان را به شکل فردی به پرتگاههای مرگ با کشتن و شکنجه نمودن روانه میسازند ویا از جمله افرادی میگردند که بر آنان حکم میشود که بدور از وطن در غربت، اقامتی اجباری را تجربه نمایند ویا در زیر فشارهای مختلف قرار میگیرند ومجبور میشوند که زندگی بدور از وطن را برگزینند بعد از اینکه سالها در مقابل مشکلات صبر کرده و با فقر وترس  دست وپنجه نرم کرده اند بعد از تحمل نمودن مشکلات در کشورشان وترس ظلم ظالمان راهی دیار غربت میگردند.

و برای اینکه سخن ما در مورد این سیل نابود کننده است باید دیباچه ای را قبل از آن بیان نماییم وبرای واضح شدن این مطلب بر ماست که به بعضی از خاطرات گذشته باز گردیم خاطراتی که گذشت زمان بسیاری از حقیقتهای آن را از بین برد، از جمله این خاطرات حوادثی است که یک هفته بعد از انقلاب در ایران رخ داد وآن وقتی بود که جمعی از جوانان افراطی که اسم خود را انقلابی گذاشته بودند واز بچه های خرمشهر وآبادان بودند به منزل ما آمدند واز پدر من میخواستند که آنها را در رتبه ها ومقامهای مختلف منصوب نمایند مثل بالاترین رتبه ها در لشکر ویا مقامهای اساسی اقتصادی واجتماعی در منطقه، وقتی کلامشان را شنیدم به شدت متعجب گشتم قبل از اینکه آنها را به خدمت پدرم ببرم، با آنها مجادله نمودم ونصیحتشان کردم که چنین امری را از پدرم نخواهند برای اینکه بدون شک ایشان قبول نخواهند کرد لیکن آنها إصرار کردند وخود را دارای اهلیت برای طلب نمودن چنین مناصبی دانستند، و وقتی آنها را نزدیک پدرم راهنمایی کردم و ایشان إصرار این افراد برای گرفتن این مشاغل برجسته را مشاهده نمودند خشمناک گشتند وآنان را از مجلس طرد نمودند به خاطر جاه طلبی شدیدی  که در آنها مشاهده کردند و دیگر به خاطر عدم کفایت وتخصصشان برای گرفتن چنین مناصبی.

لیکن با کمال تأسف همه آنها بعد از چند روز به آن مناصبی که میخواستند دست یافتند برای اینکه نامه تعیین آنها از مسؤولین در قم و تهران فرستاده شد وآن به دلیل این بود که اینها هم از اعضای حزب جمهوری بودند وهم از نزدیکان به بزرگان و مسؤولان کشور، بعد از مدتی بعضی از این افراد به سمتهای مهم دولتی در وزارت خانه ها راه یافتند به خاطر همین ارتباطات حزبی وقومی وغیره ای که داشتند، و اما آنچه در مناصب دیگر مثل دادگاههای انقلاب وقضات آن  ومجلس خبرگان وغیره رخ داد سخن در مورد آن از لحاظ نقد بسیار تمسخر آور است برای اینکه افرادی که غیر فقیه بودند به عنوان قاضی منصوب گشتند اشخاصی که در مسائلی همچون خون و مال و حرمت یک امت  حکم میکردند وافرادی غیر مجتهد در مجلس خبرگان وارد شدند برای اینکه همه از یاران نظام حاکم بودند.

آری اینگونه بود که از همان اول انقلاب افرادی بر بالای مناصب حکم وقدرت نشستند که نه از متخصصان در مجال کار بودند ونه تجربه عملی در این زمینه را داشتند واینها بودند که به بالاترین رتبه های حکومتی رسیدند، وبسیار واضح و روشن است که وقتی سنگهای اولیه به شکل نادرست وغلط گذاشته شوند وهمه أمور هر روز از خطایی به خطایی دیگر منتقل گردد وبر این خطا واشتباهات إصرار شود بدون شک باید ملت امروز سقوط این ساختمان بر مدرمش را مشاهده نماید، واین همان اموری است که همه أحزاب نابود کننده ملتها که به اسم دین ومصالح عامه مردم بر سر سلطه میرسند اجرا میکنند، بخصوص در کشورهای اسلامی ما که هنوز مردم از مردان تقدیس میکنند تقدیسی که بر خلاف انسانیت ودین تلقی میشود.

پس آنچه که دیروز وامروز از نابودی وضررهای وارد شده بر مردم محقق گشت چیزی نیست الا نتیجه همان اعمال وکردارهای غیر سالمی که از همان اول صورت گرفت وقتی که افرادی غیر متخصص بر روی کار آورده شدند وبر مردم با زور شمشیر وقدرت حکم نمودند، و از باب دادن مثال بر این امر میتوان افرادی همچون احمد مدنی وامیر انتظام ومحمد جهان آرا و غیره را نام برد که بر مشاغلی منصوب گشتند که هیچ تخصص وتجربه ای بر آن نداشتند  وبه این وسیله، فساد کل کشور را احاطه نمود وخشک وتر را با هم از بین برد در حالیکه علما و مردان دین در سکوتی مطلق نظاره میکنند.

واز جمله خاطرات دردناک دیگر امری است که قبل از تقریبا چهل سال گذشته رخ داد وآن جلسه اجتماع بین مرحوم پدر من یعنی آیة الله شیخ محمد طاهر خاقانی و آقای خمینی در شهر قم بعد از انقلاب بود، در آن جلسه پدر من رو به آقای خمینی کردند وفرمودند که از جمله افرادی که بر مردم مسلط کردید احمد مدنی است که از همه طرف بر مردم ظلم میکند وانسانها را به قتل میرساند و احمد مدنی همانگونه که میدانید مرد جنگ است وهیچ زبانی غیر از زبان شمشیر وخشونت نمیشناسد، آقای خمینی جواب دادند که (شیخنا الأجل) ما تصور میکردیم که احمد مدنی از جمله مردان صالح و برازنده ای است وبه خاطر همین او را به منطقه شما فرستادیم- پدر من پاسخ دادند اگر امر اینگونه است پس بقیه مناطق کشور را از چنین انسان برازنده ای محروم نکنید بگذارید همه از عدل واحسان چنین انسانی سود ببرند چه خوب است که این عدالت را بین تمام مناطق کشور تقسیم نمایید واو را به استان دیگری منتقل کنید تا بقیه مردم در ایران از عدالت این مرد و فضل او استفاده بردند، وهیچ امری اقتضا نمیکند که این عدالت را فقط مختص مناطق ما گردانید.

آقای خمینی پاسخ دادند که اگر امر اینگونه است و (شیخنا) نظرتان این است که او یک انسان خوب وبرازنده ای نیست ما با مشکل کمبود مردان صالح یعنی قحط الرجال باید چه کنیم؟ ، پدرم با تعجب جواب دادند که من در گذشته و قبل از سقوط نظام سابق به شما گفته بودم که در بعضی وقتها سقوط حکومتها ممکن است کار چندان سختی نباشد وچه بسا کشورهایی که در زمان ما انقلاب کردند و حکومت را تغییر دادند بلکه امر مهم فکر نمودن برای باز سازی درست است بعد از نابودی نظام نه اینکه فقط افراد را تغییر دهیم وتراژدی ومصیب همان تراژدی سابق باشد ، آقای خمینی لحظه ای ساکت شدند سپس گفتند آنچه که میگویید حق است ومن وعده میدهم که به زودی همه این افراد غیر صالح را عزل نمایم همانگونه که نسبت به بقیه مطالبی که ارتباط به استان خوزستان وحقوق عرب منطقه و یا بقیه مناطق در ایران بود نیز وعده خیر وقبول دادند، لیکن با هزار تأسف باید بگوییم که آنچه بعد از آن اتفاق افتاد فقط هجوم بر خانه ومدرسه ومسجد پدرم بود وقتی که به خرمشهر بازگشتیم وبعد از آن تا زمان وفات پدرم در حصر خانگی سخترین حالات را تجربه نمودیم.

لیکن آنچه ما امروز در صدد بیان آن هستیم این است که گذشت چهل سال بر همین منوال یعنی سرکار آمدن افرادی غیر متخصص و کسانی که تجربه در کار ندارند غیر از این امر را نیز به بار نخواهد آورد وآنچه فردا به آن خواهیم رسید از این امر نیز بدتر است، وهمه آنچه بیان کردیم بدور از اعمالی است که به شکل عمدی در منطقه  ما صورت میگیرد از جمله خشکسالی عمدی در مدت چند سال و باز کردن سدها در وقتهایی دیگر در حالیکه میتوانند آب را به سوی هور عظیم هدایت کنند تا وارد زمینها وخانه های مردم نگردد، و از جمله اعمال عمدی که انجام میدهند اجبار نمودن مردم به هجرت وعدم آباد کردن منطقه بعد از سی سال از تمام شدن جنگ است، همچنین بسیاری از کمکها از کشورهای همسایه برای کمک به سیل زدگان ارسال گشت لیکن هیچکدام از آنها به دست مردم نرسید، پس همه آن کمکها به کجا رفت؟ در حالیکه مردم چیزی غیر از آنچه خود اهالی منطقه اهدا کرده بودند را بدست نیاوردند مردمانی که خودشان نیز سیل زده وسختی کشیده هستند، همه این امور را فقط خداوند متعال میداند در حالیکه منطقه خیرات وثروتهای عظیمی را دارد که اصلا احتیاج به کمکهای خارجی نیستاگر فقط عدالت در این منطقه اجرا گردد  واحتیاج به این ندارد که منتی بر سر آنها گذاشته شود به وسیله گرفتن مجوز از یک فقیه که اجازه دهد بعضی از اموال خمس و زکات به آنها تعلق گیرد ، در حالیکه همه میدانند وقتی که منطقه ای به ثروتهای خود احتیاج دارد دیگر جائز نیست که اموال آن منطقه به مناطق دیگر منتقل شود همانگونه که حاکمان به وسیله گرفتن ثروتهای منطقه به شکل کامل مثل نفط وگاز و غیره وانتقال دادن آنها به مناطق و شهرهای دیگر در حالیکه مردم در فقر و سختی زندگی میکنند وبسیاری از آنها برای بدست آوردن خورد و خوراک روزانه خویش مجبور هستند که خانه وفرزندان خود را ترک کنند تا در کشورهای همسایه برای بدست آوردن کار سعی وتلاش نمایند، و از جمله اعمالی که دولت بر ضد مردم این منطقه انجام میدهد خارج نمودن مردم از این منطقه وبردن آنان به شهرهایی مثل یزد واصفهان وغیره به جای اینکه شهر ومنطقه آنان را آباد سازند  ومشکلات منطقه را حل نمایند. این سیاست یعنی سیاست هجرت اجباری یک عمل جدیدی نیست که در این زمان اعمال میشود بلکه از زمان کریم خان زند و زمان رضا شاه نیز اعمال میگشته و تا امروز نیز ادامه دارد، وبه خاطر همین باید در نهایت بیان نماییم که بر مردم است که با هم متحد گردند و همدیگر را یاری نمایند برای اینکه این یک تکلیف اسلامی  وانسانی است که بر گردن هر انسانی چه مرد وزن نهاده شده است که به اندازه امکانیتهای خود کمکهای مادی ومعنوی  را انجام دهند حال چه این کمکها به شکل بیان و یا عمل باشد و در این امر بر خداوند متعال توکل نمایند بدرستی که او ارحم الراحمین است، همچنین باید اضافه نمایم که من در طول این چهل سال همه اعمال غیر انسانی از ظلم وجور را محکوم ساخته همچنان که امروز محکوم میسازم و شاید صبح وروشنایی نزدیک باشد در آن روزی که همه به وسیله تحقیق عدالت الهی خرسند میشوند و تمامی ظلم وجور وتعدی و دشمنی از بین میرود بخصوص اگر این اعمال لباس دین را بر تن نماید که در این حالت درد و رنج آن بسیار بیشتر خواهد بود .

با تمنای خیر و فرج برای همگی شما: محمد کاظم محمد طاهر شبیر خاقانی

 

 

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *